X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



سخنان_محمد_رضا_شاه_پهلوی_در_مورد_کورش_بزرگ_به_همراه_فیلمی_کمیاب_ازسفر_به_ایالات_متحده_آمریکا برای دیدن فیلم کلیک کن روی لینک زیر ******
دانلود. ونگاه کردن فبلم سخنان_محمد_رضا_شاه_پهلوی_در_مورد_کورش_بزرگ_به_همراه_فیلمی_کمیاب_ازسفر_به_ایالات_متحده_آمریکا

گوگل مپ

*****

مترجم سایت

******

اسلاید شو

***** زندگی نامه اریو برزن
به وبلاگ اریایی ما خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید/مدیریت سایت اریا دانلود با نظرات خود مارا برای بهتر ساختن این سایت همراهی کنید در بخش نظزات منتظرتونیم
تبلیغات

زندگی نامه اریو برزن


زندگی نامه ادامه مطلب

اریو برزن،دلاوری که تا حد مرگ در مقابل اسکندر ایستاد

زندگی نامه اریو برزن

اریو برزن،دلاوری که تا حد مرگ در مقابل اسکندر ایستاد

آریو برزن نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند.نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه است سردار سپاه بزرگ ایران که تا اخرین قطره خون در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و حاضر به تسلیم یا فرار نشد.وی با سپاهش راه را بر اسکندر بست و نگزاشت اسکندر حتی یک وجب به جلو حرکت کند. او فقط به خاطر خیانت یک چوپان وطن فروش به نام    لی بانی که راه کوهستان را به اسکندر نشان داد سپاهش شکست خورد.

نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زده اند،به نظر می آید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی یا غرب استان فارس و یا بنا بر برخی روایت ها اطراف شهر ارجان یا آریاگان (بهبهان کنونی) باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لی‌بانی نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته می شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می کشد). آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفق گردید از محاصره ی سپاه مقدونی بگریزد.

چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.

بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تکاب در کهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این جنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این جنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.

مورخ دربار اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.

نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افکند و با اینکه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه ی سپاه دشمن را بشکافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع کند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسکندر که در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت.

 

لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند. در کتاب اتیلا نوشته ی لویزدول امده که در اخرین نبرد او اسکندر که از شجاعت او خوشش امده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی اریوبرزن گفته بود:(( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.)) اسکندر نیز در جواب او گفته بود:((شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم.)) ولی اریو برزن جواب داده بود:((پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و انقدر مبارزه میکنم تا بمیرم))واسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و انها انقدر با تیر و نیزه اورا زدند که یک نقطه ی سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او او را درهمان محل به خاک سپردند.

 

 

 

 

زندگی نامه ی آریوبرزن سردار شجاع ایرانی؟

آریو برزن

233 سال پیش در روز 21 مرداد، آریوبرزن سردار بزرگ هخامنشی دفاع مردانه و شهادت‌جویانه خود را بر علیه دشمن مهاجم و ویرانگر یعنی اسکندر مقدونی آغاز کرد.

    دویست سال بود كه كوروش بزرگ سلسله باشکوه و متمدن هخامنشی را بنیاد  گذاشته بود. دویست سال بود كه كشور ما نیرومندترین و صلح جوترین كشور جهان به شمار می رفت. تخت جمشید با عظمت و شكوه خیره كننده اش مركز فرمان‌روایی این سرزمین پهناور بود.

  در میان این همه شكوه و جلال ناگاه تندبادی سهمگین از سوی باختر وزیدن گرفت. اسكندر، مردی شهرت طلب، از سرزمین مقدونیه قدم بر خاك پاک ایران گذاشت و با لشكری بیكران به سوی قلب كشور ما رو آورد. امیدها به یك باره به نومیدی گرایید. آیا باید به همین سادگی اجازه داد تا بیگانگان سرزمین مارا لگدكوب سم اسبان خود سازند؟ هرگز! هرگز! میهن دوستان تا آخرین قطره خون خود در برابر دشمن پایداری خواهند كرد.

   اسكندر گجسته با سپاه فراوان خود بخشی از خاك ایران را درنور دیده بود و به سوی تخت جمشید پیش می آمد. برای ورود به فارس او و لشكریانش می بایست از گذرگاهی تنگ در میان كوه های سر به فلك كشیده بگذرند. از این رو آریو برزن، سردار دلاور ایرانی، تنها چاره را آن دانسته بود كه در این گذرگاه راه را بر اسكندر و سپاه بیكران او بگیرد.

 آفتاب تازه تاریكی شب را زدوده بود كه آریوبرزن، برپشت اسبی زیبا و نیرومند سپاه خود را از پشت كوه به سوی بلندترین نقطه آن به پیش راند. اسب سردار، با یال های فرو ریخته و دم برافراشته پیش از اسب های دیگر، سوار خود را به بالا می كشید، هر چند گامی كه برمی داشت، بادی در بینی می افكند، نفس را به تندی بیرون می داد و سر را بالا می كشید و این چنین آشفتگی و بی تابی خود را آشكار می ساخت. گویی او نیز از سر انجام نا گوار اما پرشكوه و سرفرازانه سوار خود آگاه است.

   وقتی آریوبرزن و همراهان به بالای كوه رسیدند، سپاهیان اسكندر وارد گذرگاه شده بودند. در این هنگام آریوبرزن فرمان داد تا سربازانش همزمان با تیرباران سنگ های بزرگ را از بالای كوه به پایین در غلتانند.
سنگ ها با قدرت هرچه تمام تر به پایین كوه می غلتیدند و در میان سپاه اسكندر می افتادند یا در راه به برآمدگی یا سنگی دیگر برمی خوردند و خرد می شدند و با شدتی حیرت آور درمیان مقدونی ها فرو می آمدند و گروهی را پس از گروه دیگر نقش بر زمین می ساختند.
اسكندر كه تا آن هنگام در هیچ جا مانعی در برابر سپاه ویرانگر خود ندیده بود، غرق اندوه گردید، فرمان عقب نشینی داد و در حالی كه در هر لحظه تنی چند از سپاهیانش به خاك می غلتیدند به جلگه برگشت.

  در این هنگام یكی از اسیران جنگی كه در سرزمینی بیگانه گرفتار شده بود و تاریخنگاران نامش را لی‌بانی نوشته‌اند، به اسكندر پیغام داد كه من پیش از این، به این سرزمین آمده ام و به اوضاع این نواحی آگاهی دارم. راهی می شناسم كه سپاه تو را به بالای كوه می رساند.
هنگامی كه شب از نیمه گذشته و تاریكی همه جا سایه افكنده بود، اسكندر، درحالیكه بخشی از سپاه خود را در جلگه جا گذاشته بود، در راهی كه اسیر نشان داده بود پیش روی كرد.
آفتاب هنوز فروغ زرین خود را بر كوه و جلگه نتابانده بود كه سپاهیان آریوبرزن دریافتند كه دشمن از هر سو آنان را محاصره كرده است.

آیا باید تسلیم شد و چیرگی دشمن را بر خان و مان دید و ذلت و خفت را به جان خرید یا جنگید و خاك میهن را از خون خود گلگون كرد؟ دلیران جان به کف ایران راه دوم را برگزیدند. آنان نه تنها تسلیم نشدند، بلكه نبردی كردند كه پس از دوهزار و سیصد سال هنوز خاطره ی آن در یادها باقی است.

نبرد دلاوران ایرانی شگفت آور بود. حتی آنان كه سلاح نداشتند به سپاه دشمن حمله می كردند و می كشتند و كشته می شدند. آریوبرزن  با معدودی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاك افكند و با اینكه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه‌ی سپاه دشمن را بشكافد. او می خواست زودتر از دشمن خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع كند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسكندر كه در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت.

 در اینجا آریوبرزن، این سردار شجاع، بی باكانه بر دشمن حمله كرد. خود، خواهر و سپاهیانش چندان جنگیدند كه همگی كشته شدند و نموداری از شجاعت و از جان گذشتگی در راه میهن را برای آیندگان به یادگار گذاشتند.


آری ایران ما،در درازنای تاریخ پرشکوه و سربلند خود هزاران هزار سرباز و سردار چون آریوبرزن به خود دیده است؛ مردان و زنانی كه دلاورانه جنگیدند و با سربلندی و افتخار جان خود را فدا كرده اند؛ به کوچه‌ها و خیابانها بنگرید! همه‌جا نام این دلاوران و ایران دوستان را می‌توانید ببینید.

           نام و راهشان جاودانه باد.

             چون ایران نباشد تن من مباد     بدین بو

ن بوم و بر زندهندیك تن م تن مباد

 


برچسب ها : دفعات بازدید : 4143
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 1391/10/21 و در ساعت : 17:05 - نویسنده : sajjad 7,amin
آخرین مطالب نوشته شده
صفحات وبلاگ
Copyright © 2011 by aryadownload.samenblog.com | designed by samenblog.com