X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



سخنان_محمد_رضا_شاه_پهلوی_در_مورد_کورش_بزرگ_به_همراه_فیلمی_کمیاب_ازسفر_به_ایالات_متحده_آمریکا برای دیدن فیلم کلیک کن روی لینک زیر ******
دانلود. ونگاه کردن فبلم سخنان_محمد_رضا_شاه_پهلوی_در_مورد_کورش_بزرگ_به_همراه_فیلمی_کمیاب_ازسفر_به_ایالات_متحده_آمریکا

گوگل مپ

*****

مترجم سایت

******

اسلاید شو

***** شیر خورشید وقدمت 3 هزار ساله
به وبلاگ اریایی ما خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید/مدیریت سایت اریا دانلود با نظرات خود مارا برای بهتر ساختن این سایت همراهی کنید در بخش نظزات منتظرتونیم
تبلیغات

شیر خورشید وقدمت 3 هزار ساله


شیر و خورشید نیز بی‌گمان یکی دیگر ا‌ز نشان‌‌های ملی ایران است که سابقه‌ای بسیار کهن دارد. کهن‌ترین پیشینه این اثر ملی مربوط به استوانه‌ای است مربوط به «پادشاه سوسه‌تر پادشاه میتانی» است که در حدود 1450 سال پیش از میلاد سلطنت می‌کرده است. در این استوانه شکل خورشید با بالی گشوده نمایان است و میله‌ای در وسط آن قرار دارد و دو شیر در طرفین آن واقع است. آثار دیگر هخامنشان و چندین سنگ نگاره از شیر‌نشان از قدرت کشور ایران دارد.

نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

در سال 355 خورشیدی 976 میلادی که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان «محمود غزنوی» برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یک‌سره سیاه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی 1031 میلادی سلطان «مسعود غزنوی» به انگیزه دل‌بستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جای‌گزین ماه شود و از آن پس هیچ‌گاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال 1357خو‌رشیدی.

افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یکی این‌که چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب هم‌بستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده می‌شود. نظریه دیگر بر تاثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت دارد و حکایت از آن دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خو‌رشید بر روی سکه‌ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

پرچم در دوران صفویان

پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بو‌د و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می‌کردند. پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم‌های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچم‌ها سه گوشه بودند.

تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که «آقامحمدخان» سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود.

پرچم در دوران قاجار

در عهد «فتحعلی شاه قاجار»، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یک‌سره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خو‌رشید و شمشیر. سال‌ها بعد، «امیرکبیر» از این ویژگی پرچم‌های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت و علاوه بر آن همان رنگ‌های پرچم نادر را پذیرفت و‌ دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (‌جانشین فتحعلی شاه‌) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد.

در سال 1252 هجری قمری در زمان محمد شاه قاجار نظام نامه‌ای تدوین شد که درباره پرچم ایران چنین نوشته است: «پس برای هر دولتی نشانی ترتیب داده‌اند. دولت ایران را هم نشان شیر و خورشید متداول بوده است و هم‌اکنون نیز همین است. قریب سه هزار سال بلکه بیشتر از زمان زرتشت هم ‌این علامت بوده زیرا نشان آفتاب و نیروی شگفت‌انگیز خداوند است و شیر هم نشان از قدرت و هم برای آن‌که اکثر شهرهای ایران در اقلید چهارم واقع است و حرکت شمس هم در فلک چهارم است از این جهت شیر و خورشید را تغییر نداده‌اند و همان قرار سابق امروز برقرار است.»

با پیروزی جنبش مشروطه‌خواهی تدوین قانون اساسی در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ وعلامت شیر و خورشید است.»

این نشان بنا به گفته مورخین به زمان شاهنشاهی «بهرام گور» باز می‌گردد. بنا به گفته فردوسی بزرگ بهرام گور شاهنشاه ساسانی خود را یکی از وارثان اصلی تاج و تخت کیانی ایران زمین می‌دانسته ولی می‌دید که به جای او خسرو به تخت شاهنشاهی رسیده و بزرگان کشور به پادشاهی او رای داده‌اند.

پس بنای پس گرفتن تاج کیانی از خسرو را گذاشت و به همین جهت تاج شاهنشاهی ایران بنا به درخواست او در وسط میدان شهر گذاشته شد و دو شیر را برای حفاظت از آن رها کردند. مقرر شد هر یک از دو شاهزاده (خسرو و بهرام‌) اگر توانستند تاج شاهنشاهی ایران را ا‌ز بین دو شیر رها سازند آن شخص پادشاه رسمی ایران خواهد شد. روز موعود خسرو از این کار دوری کرد و ریسک اش را نپذیرفت و میدان به بهرام واگذار شد.

بهرام با شجاعت و مهارت و نبردی طولانی توانست تاج را بردارد و در نهایت با گرزی هر دو شیر را از پای در آورد. هم ‌این امر موجب شد از زمان ناصرالدین شاه سرداران و فرماندهان بر کلاه خود هم‌چنین علامتی را نصب کنند. مهر سلطنتی ایران نیز که دو شیر محافظت از تاج شاهنشاهی را بر عهده دارند از آن زمان سرچشمه گرفته است. امروزه کشور پادشاهی انگلستان نیز نمادی بسیار شبیه به این نشان ایرانی برای خود بر گزیده‌اند.

رضا شاه پهلوی و پرچم

در زمان وی سه درفش ملی و‌جود داشت:

پرچم رسمی ایران (دولتی): سبز و سفید و قرمز با شیر و خورشید و تاج سلطنتی و شمشیر

پرچم نظامی: سبز و سفید و قرمز به هم‌راه شیر و خورشیدی و تاج شاهنشاهی که اطراف آن را برگ خرما گرفته است.

شمشیرپرچم ملی: سبز و سفید و قرمز بدون شیر و خورشید که برای جشن‌ها موسسات و اماکن برافراشته می‌شد. رضا شاه به همراه درفش تاج‌گذاری‌اش جنس درفش رضا شاه پهلوی از ابریشم به رنگ آ‌بی آسمانی بوده است و در بالای آن آرم شیر و خورشید به همراه تاج سلطنتی و برگ‌های خرما منقوش بوده است .

پرچم ملی: سبز و سفید و قرمز بدون شیر و خورشید که برای جشن‌ها  موسسات و اماکن برافراشته می‌شد.

محمد رضا شاه پهلوی و پرچم

در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت‌خانه‌های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش‌نامه‌ای ابعاد و جزییات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش‌نامه دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر شد طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد .

پرچم بعد از انقلاب اسلامی

در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می‌شود و نشانه جمهوری اسلامی در وسط آن قرار دارد و شیر خورشید را بدلیل نشان شاهنشاهی بودن حذف کردند. ولی پس از 27 سال در سال 1384 مجلس شورای اسلامی در «قسمت تحقیقات مجلس» با بررسی‌های تاریخی نشان شیر و خورشید را یک نماد ملی و ایرانی نامید و در طی گزارشی که در روزنامه آفتاب یزد انتشار یافت آن را بی‌ارتباط به نشان شاهنشاهی ایران دانست و پیشنهاد بازگشت تندیس شیرهای ایرانی در میادین و ساختمان‌های دولتی را دادند.

شیر و خورشید

واپسین چهره از درفش شیر و خورشید در هنگام پادشاهی محمدرضا پهلوی


بن مایه ها :

  • ذکاء، یحیی (در تاریخ ۱۳۴۴). «تاریخچه تغییرات و تحولات درفش و علامت دولت ایران از آغاز سده سیزدهم هجری قمری تا امروز»، هنر و مردم، ش ۳۱ (اردیبهشت ۱۳۴۴)، ش ۳۲ـ۳۳ (خرداد و تیر ۱۳۴۴)، ش ۳۴ (مرداد ۱۳۴۴)، ش ۳۵ (شهریور ۱۳۴۴)، ش ۳۶ (مهر ۱۳۴۴)، ش ۳۸ (آذر ۱۳۴۴)؛. وبگاه رسمی مرکز اسناد ومدارک میراث فرهنگی. بازدید در تاریخ خرداد ۱۳۸۷.
  • شکیباپور، عنایت‌اله. اطلاعات عمومی. کتابفروشی اشراقی، ۲۹۷.
  • حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی
  • تاریخچه شیر و خورشید. چاپ رشدیه. بازدید در تاریخ مهر ۱۳۸۷.
  • کوپریلی، فؤاد. «تاریخچه پرچم در جهان اسلام». دانشنامه بزرگ اسلامی.
  • کمیسیون ویژگی‌های پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران.  پرچم جمهوری اسلامی ایران. ویرایش سوم. موسسه استاندارد ایران، اسفند ۱۳۷۱.
شیر و خورشید






























برای دیدن بیشتر مطلب برو ادامه مطلب




سرگذشت

داستان پنهان کاری های زندگی

 بر روی پارچه ای نقش نبسته است. شهباز نشان توانمندی و بلند پروازی و تیز

بینی بوده و در بیشتر برگه ها و سنگ نبشته ها دیده میشود. درفش کاویان

آنان آْنگونه که از برگه ها بر میاید مستطیل بوده که بر چهار سه گوشه تقسیم شده

بود.

 

ساسانیان و درفش

ساسانیان به پرچم خود درفش کاویان میگفتند که از یک تکه چرم چهار گوش که بر

بالای نیزه ای استوار شده بود که نوک نیزه از پشت آن پیدا بود. روی چرم را

دیبا کشیده بودندو گوهر کاره شده بود و نقش ستاره ای چهار پر در میان آن بود که

فردوسی آنرا «اختر کاویانی » میگوید. درفش ساسانیان همان درفش کاویان فریدون

بود منتها بزرگتر و در پائین درفش چهار رشته نوار به رنگ های سرخ، زرد و بنفش

آویخته بود که نوک رشته ها را گوهر نشان کرده بودند. این همان

رنگ هائی است که در شاهنامه آمده است .درنبردی که میان تازیان و ایرانیان در

نزدیکی نهاوند رخ داد سپاه ایران شکست خوردو تازیان به درفش کاویان

ساسانیان دست یافتند و به همراه فرش بهارستان نزد عمر فرزند خطاب برند که او از

گوهرهای بسیار زیبای پرچم شگفت زده شده بود و دستور داد تا فرش را تکه

تکه کنند و پرچم را بسوزانند و گورهای آن را تقسیم کنند.پس از هجوم تازیان به ایران

که نمایش نقش تندیس بر گرده شیرکه نمادی از خدا میبوده با اسلام هماهنگی

نداشته را برداشتند و به جای تندیس میترا تنها نماد خورشیدبر پشت شیر سوار

کردند.و نشان شیر و خورشید از آن هنگام بدون تندیس میترا نمایان شد.

 

صفویه و پرچم

 

تا زمان صفویه نقش شیر و خورشید در تمامی پرچم های ایران بوده است. شیر و

خورشید یک نماد ملی بوده و با دگرگون شدن پادشاهان این نشان ملی دگرگون

نمیشده. تنها شاه اسماعیل و شاه تهماست بر روی پرچم  خود نشان شیر و

خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز و بر بالای آن نقش ماه میبوده

است. شاه تهماسب که در ماه (حمل) گوسپند بدنیا آمده نقش گوسپند را در روی

پرچم نقش کرد. در زمان صفویه آیات قران و کلمات تازی (عربی) بر روی پرچم ظاهر

شد.

 

افشاریه و پرچم

 

تا زمان نادر شاه افشار پرچم ها در بیشتر موارد نوک تیز است و از همه رنگ  ها

استفاده شده.  نادر شاه این مرد خودساخته و میهن پرست که از دل مردم

برخاسته و ایران تکه پاره را به زیر یک پرچم آورد و تا هندوستان، مرز چین ، خوارزم،

موصل، کرکوک، بغداد و دهلی را زیر پا گذاشت و تا آن زمان که پرچم یک رنگ

بود (سبز یا سرخ یا سیاه) دارای سه رنگ سبز و سپید و سرخ با هم شد. درفش

شاهی نادر سرخ و زرد و دارای نقش شیر میبوده. پرچم در زمان نادر چهار

گوش است.  بنا بر این پرچم مستطیل و سه رنگ نادر مادر پرچم سه رنگ ایران است

که نقش شیر و خورشید بر آن نشسته ولی هنوز شیر شمشیری در دست ندارد.

شمشیر و قاجار ها در زمام محمد شاه قاجار تاج بر بالای نشان شیر و خورشید

ظاهر میشود.  سندی از زمان قاجار در دست است که در کتاب «پارس» لوئی

دو بو Luis De Beaux نیز به آن اشاره شده:


آقا محمد خان قاجار با تمام کینه ای که با افشاری ها داشت از سه رنگ تنها سبز را

از پرچم برداشت و سرخ را رها نمود ولی در میان آن دایره سپیدی را نگاه داشت و

هنوز شیر و خورشید را که از پیشینیان رسیده از میان نبرد.  گرچه شاهان و امیران

همدیگر و قبیله ها را از بین میبرند ولی شیر و خورشید که نماد ملی است بر جای

میماند. چون آقا محمد خان بشدت مذهبی بود وبعضی پرچمهای صفویان شیر و

خورشید و برخی شمشیر دو سر علی را نقش کرده بود  را در هم آمیخت و

شمشیر بدست شیر داد.  شمشیر نماد نیرومندی و نشان مردانگی و توانمندی، نیرو

و دلاوری میبوده.

نظامی گنجوی میگوید:

با لشـــــــگر خـــــــود کشـــــیده « شــمشیــــر»

افــــتــــاده در آن قــبــیــــلـــــه چـــــون « شـــــــــیــــر»


در زمان فتحعلی شاه دو گونه پرچم میبوده؛ یکی پرچمی یکسره سرخ رنگ با شیری

نشسته (بی شمشـــیر) و خورشید بر پشت آن در میان پرچم، بالای چوب پرچم

دستی از سیم ناب کار گذارده بودند که شاید نمادی از دست امام علی بوده است.

این درفش زمان جنگ بوده است. دیگری درفشی بود یکسره سبز رنگ باز هم شیری

نشسته (با شمشیر) و خورشید بر پشت وبر بالای چوب پرچم پیکانی زرین کارگذارده

بودند؛ این پرچم زمان صلح میبوده. در هر دو پرچم پرتوهای خورشید سراسر پهنه

پرچم را پوشانیده است. سفیر فتحعلی شاه در هنگام ورود به شهر پترو گراد نگاره

زیبائی از شیر و خورشید که بر پرچمی یکسره سپید کشیده شده در جلو حرکت

میداده . با نگرش به پرچم زمان جنگ و صلح و پرچم سپید زمان دوستی میتوان

انگاشت که در آن زمان سه رنگ پرچم میبوده سرخ، سبز و سپید.

 

تاج ، پرچم و محمد شاه

 

« پس برای هر دولتی نشانی ترتیب داده اند. دولت علیه ایران را هم نشان «شیر و

خورشید» متداول بوده است که قریب سه هزار سال، بل متجاوز، از عهد زرتشت این

علامت بوده. سبب انتشار آن شاید این باشد که در دین زرتشت، آفتاب را مظهر کل و

مربی عالم میدانستند ...» سر انجام در یکسد و پنجاه سال پیش دستگاه فرمانروائی

ایران میپذیرد که نشان شیر و خورشید یک نشان فرهنگی، تاریخی و دینی که ریشه

در هزاره های کهن ( از زمان زرتشت، بل متجاوز) دارد.

 

امیر کبیر و پرچم

 

امیر کبیر این مرد میهن پرست دستور داد بر روی خرابه های مساجد سرباز خانه

ساخته شود، لباس سربازان را یکنواخت و تنها از پارچه بافت ایران استفاده شود وی

دستور داد تا دکمه های لباس سربازان نشان شیر و خورشید داشته باشد. این

نشان در روی دکمه لباس ها تا بهمن هزارو سیصدو پنجاه و هفت باقی ماند.  با

نگرش و دلبستگی که به نادر شاه داشت پرچم های سه گانه زمان فتحعلی شاه را

بهانه کرد و دستور داد درفش ایران دارای همان سه رنگ سبز، سپید و سرخ زمان

نادری یکپارچه گردد. همچنین نقش تاج را از بالای نشان شیر و خورشید برداشت

ولی در شمشیر و شکل پرچم (مستطیل) دگر گونی بوجود نیاورد.

شکل درفش در سال هزارو دویست و هشتادو چهار خورشیدی برابر با هزارو نه سد

و شش پارسائی که جنبش مشروطه را مظفر الدین شاه دستینه نهاد در متمم قانون

اساسی شکل درفش به این صورت آمده است:

«الوان رسمی بیرق ایران، سبز، سفی دو سرخ و علامت شیر و خورشید است» در

این برگه تاریخی از کنار هم قرار گرفتن و اندازه رنگ ها و پهنای درفش سخن بمیان

نیامده. در مجلس یکم شماری روحانی بودند که به پیروی از دین اسلام نگاشتن نگاره

ها را نا روا میدانستند. گروهی نو اندیش که شمارشان بسیار بود برآن شدند که

نگذارند نازش های  فرهنگ گذشته پایمال شود. از جمله اینان شادروان ارباب

کیخسرو و شاهرخ نماینده زرتشتیان بودند. با رایزنی برنامه ای حساب شده ریختند و

در جلسه مجلس پس از سر آغازی شیوا گفتند: « همه میدانیم که نود در سد

ایرانیان مسلمانند. و رنگ سبز رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ دین است. پس بر

بالای پرچم جای گیرد.زرتشتیان هزاران سال پشت اندر پشت در این سرزمین زاده و

زندگی کرده اند در قرآن نیز اشاره ای به این دین شده. رنگ سپید که رنگ ویژه کیش

زرتشتی است و همچنین رنگ آشتی و پاکدلی است بپاس بزگداشت این مردم آزاده

در زیر رنگ سبز جایگزین کنیم.به پاس خون شهیدان راه اندیشه و باور بویژه فرزند

علی و انقلاب مشروطه رنگ سرخ را در آن جای دهیم.هنگامیکه مجلس کاملا آماده

شده سخن به نشان شیر خورشید میکشد و گفته میشود. انقلاب مشروطه در

امرداد به پیروزی رسید، ماه امرداد در برج اسد (شیر) جای دارد، از سوی دیگر چون

بیشتر مسلمانان ایرانی "شیعه" و پیرو علی هستند و شیر همچنین پیشنامی از نام

های علی است و او را "اسد الله" می خوانند بر این پایه شیر را هم که نشانه امرداد

و هم نشانه پیشوای یکم است بیادگار به پرچم نقش کنیم. چون مشروطیت در میانه

امرداد به پیروزی رسید و خورشید در این روز در اوج نیرو مندی و گرمای خود است

پیشنهاد میکنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که هم نشانه علی باشد

هم نشانه امرداد و هم یاد آور روز چهاردهم امرداد وهم نشانه کهن ایرانیان. (نکته در

خور توجه اینکه به «میترا» وارتباط آن با خورشید و مهر نشده تا مبادا روحانیان درون

مجلس بر آشفته شوند.) زمانیکه دیدند زمینه مساعد است و مخالفی نیست گفتند

حال که شیر را نشانه علی دانستیم باید " ذوالفقار" را نیز به دستش بدهیم.

نمایندگان دور اندیش با شتاب بر اساس اصل پنجم متمم قانون اساسی پیشنهاد و

به تصویب رساندند. در این برگه تاریخی اشاره ای به تاج در بالای شیر و خورشید

نشده است.


آقای خمینی و نشان ملی

 

هنوز یکی دو ماه بیشتر از بهمن پنجاه و هفت نگذشته بود که آقای خمینی در یک

سخرانی گفت:« بیاندازید این شیر و خورشید منحوس (!) را. بیاندازید این علامت

شاهنشاهی را (!!).»   بدنبال این سخنا ن عده ای از هواداران چشم و گوش بسته با

چکش نادانی بجان آثار باستانی و ساختمان ها افتادند که مهدی بازرگان زیان

چشمگیر را به ایشان گوشزد کردند‌‌٬ ولی با وجود کوشش های هشدار های فراوان

باز ایشان بر بالای بالکن ظاهر شدند و گفتند:

« اگر از میان بردن این علامت منحوس (!) شیر و خورشید، هشتاد میلیون هم ضرر

میزند – که نمیزند(!)  مانعی ندارد، آنها را از بین ببرید(!!)»



*****************************************


هخامنشيان و درفش

زنجيره شاهان آريانی بر امپراتوری ايران بزرگ فرمان راندند. سواران پيشاپيش ميتاختند و سپس بار و بنه و سپس پيادگان می آمدند. کورش در پيش سواران ميرفت. هر دسته از سپاه پرچمی داشت. پرچم کورش عبارت بود از پيکره شهابی (عقابی)  با بالهای باز که بر روی نيزه ای بلند نصب کرده اند. نشان از اين است که بر روی پارچه ای نقش نبسته است. شهباز نشان توانمندی و بلند پروازی و تيز بينی بوده و در بيشتر برگه ها و سنگ نبشته ها ديده ميشود. درفش کاويان آنان آْنگونه که از برگه ها بر ميايد مستطيل بوده که بر چهار سه گوشه تقسيم شده بود.

ساسانيان و درفش

ساسانيان به پرچم خود درفش کاويان ميگفتند که از يک تکه چرم چهار گوش که بر بالای نيزه ای استوار شده بود که نوک نيزه از پشت آن پيدا بود. روی چرم را ديبا کشيده بودندو گوهر کاره شده بود و نقش ستاره ای چهار پر در ميان آن بود که فردوسی آنرا «اختر کاويانی » ميگويد. درفش ساسانيان همان درفش کاويان فريدون بود منتها بزرگتر و در پائين درفش چهار رشته نوار به رنگ های سرخ، زرد و بنفش آويخته بود که نوک رشته ها را گوهر نشان کرده بودند. اين همان رنگ هائی است که در شاهنامه آمده است

در نبردی که ميان تازيان و ايرانيان در نزديکی نهاوند رخ داد سپاه ايران شکست خورد و تازيان به درفش کاويان ساسانيان دست يافتند و به همراه فرش بهارستان نزد عمر فرزند خطاب بردند که از گوهر های بسيار پرچم شگفت زده شد و دستور دار فرش را تکه کردند و پرچم را سوزاندن و گهر های آنرا تقسيم نمود.

پس از هجوم تازيان به ايران که نمايش نقش تنديس بر گرده شير که نمادی از خدا ميبوده با اسلام هم آهنگی نداشته را برداشتند و بجای تنديس ميترا فقط نماد خورشيد بر پشت شير سوار کردند و نشان شير و خورشيد از آن هنگام بدون تنديس ميترا نمايان شد.

صفويه و پرچم

هحجوم تازيان

تا زمان صفويه نقش شير و خورشيد در تمامی پرچم های ايران بوده است. شير و خورشيد يک نماد ملی بوده و با دگرگون شدن پادشاهان اين نشان ملی دگرگون نميشده. تنها شاه اسماعيل و شاه تهماست بر روی پرچم  خود نشان شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز و بر بالای آن نقش ماه ميبوده است. شاه تهماسب که در ماه (حمل) گوسپند بدنيا آمده نقش گوسپند را در روی پرچم نقش کرد. در زمان صفويه آيات قران و کلمات تازی (عربی) بر روی پرچم ظاهر شد. 

افشاريه و پرچم

تا زمان نادر شاه افشار پرچم ها در بيشتر موارد نوک تيز است و از همه رنگ  ها استفاده شده.  نادر شاه اين مرد خودساخته و ميهن پرست که از دل مردم برخاسته و ايران تکه پاره را به زير يک پرچم آورد و تا هندوستان، مرز چين ، خوارزم، موصل، کرکوک، بغداد و دهلی را زير پا گذاشت و تا آن زمان که پرچم يک رنگ بود (سبز يا سرخ يا سياه) دارای سه رنگ سبز و سپيد و سرخ با هم شد. درفش شاهی نادر سرخ و زرد و دارای نقش شير ميبوده. پرچم در زمان نادر چهار گوش است.  بنا بر اين پرچم مستطيل و سه رنگ نادر مادر پرچم سه رنگ ايران است که نقش شير و خورشيد بر آن نشسته ولی هنوز شير شمشيری در دست ندارد.

شمشير و قاجار ها در زمام محمد شاه قاجار تاج بر بالای نشان شير و خورشيد ظاهر ميشود.  سندی از زمان قاجار در دست است که در کتاب «پارس» لوئی دو بو Luis De Beaux نيز به آن اشاره شده:

آقا محمد خان قاجار با تمام کينه ای که با افشاری ها داشت از سه رنگ تنها سبز را از پرچم برداشت و سرخ را رها نمود ولی در ميان آن دايره سپيدی را نگاه داشت و هنوز شير و خورشيد را که از پيشينيان رسيده از ميان نبرد.  گرچه شاهان و اميران همديگر و قبيله ها را از بين ميبرند ولی شير و خورشيد که نماد ملی است بر جای ميماند.

 

چون آقا محمد خان بشدت مذهبی بود وبعضی پرچمهای صفويان شير و خورشيد و برخی شمشير دو سر علی را نقش کرده بود  را در هم آميخت و شمشير بدست شير داد.  شمشير نماد نيرومندی و نشان مردانگی و توانمندی، نيرو و دلاوری ميبوده. نظامی گنجوی ميگويد:

با لشـــــــگر خـــــــود کشـــــيده « شــمشيــــر» افــــتــــاده در آن قــبــيــــلـــــه چـــــون « شـــــــــيــــر»

 

در زمان فتحعلی شاه دو گونه پرچم ميبوده؛ يکی پرچمی يکسره سرخ رنگ با شيری نشسته (بی شمشـــير) و خورشيد بر پشت آن در ميان پرچم، بالای چوب پرچم دستی از سيم ناب کار گذارده بودند که شايد نمادی از دست امام علی بوده است. اين درفش زمان جنگ بوده است. ديگری درفشی بود يکسره سبز رنگ باز هم شيری نشسته (با شمشير) و خورشيد بر پشت وبر بالای چوب پرچم پيکانی زرين کار گذارده بودند؛ اين پرچم زمان صلح ميبوده. در هر دو پرچم پرتوهای خورشيد سراسر پهنه پرچم را پوشانيده است.

 

سفير فتحعلی شاه در هنگام ورود به شهر پترو گراد نگاره زيبائی از شير و خورشيد که بر پرچمی يکسره سپيد کشيده شده در جلو حرکت ميداده . با نگرش به پرچم زمان جنگ و صلح و پرچم سپيد زمان دوستی ميتوان انگاشت که در آن زمان سه رنگ پرچم ميبوده سرخ، سبز و سپيد. 

تاج ، پرچم و محمد شاه

« پس برای هر دولتی نشانی ترتيب داده اند. دولت عليه ايران را هم نشان «شير و خورشيد» متداول بوده است که قريب سه هزار سال، بل متجاوز، از عهد زرتشت اين علامت بوده. سبب انتشار آن شايد اين باشد که در دين زرتشت، آفتاب را مظهر کل و مربی عالم ميدانستند ...»

 

سر انجام در يکسد و پنجاه سال پيش دستگاه فرمانروائی ايران ميپذيرد که نشان شير و خورشيد يک نشان فرهنگی، تاريخی و دينی که ريشه در هزاره های کهن ( از زمان زرتشت، بل متجاوز) دارد.

امير کبير و پرچم

امير کبير اين مرد ميهن پرست دستور داد بر روی خرابه های مساجد سرباز خانه ساخته شود، لباس سربازان را يکنواخت و تنها از پارچه بافت ايران استفاده شود وی دستور داد تا دکمه های لباس سربازان نشان شير و خورشيد داشته باشد. اين نشان در روی دکمه لباس ها تا بهمن هزارو سيصدو پنجاه و هفت باقی ماند.  با نگرش و دلبستگی که به نادر شاه داشت پرچم های سه گانه زمان فتحعلی شاه را بهانه کرد و دستور داد درفش ايران دارای همان سه رنگ سبز، سپيد و سرخ زمان نادری يکپارچه گردد. همچنين نقش تاج را از بالای نشان شير و خورشيد برداشت ولی در شمشير و شکل پرچم (مستطيل) دگر گونی بوجود نياورد.

شکل درفش

در سال هزارو دويست و هشتادو چهار خورشيدی برابر با هزارو نه سد و شش پارسائی که جنبش مشروطه را مظفر الدين شاه دستينه نهاد در متمم قانون اساسی شکل درفش به اين صورت آمده است:

«الوان رسمی بيرق ايران، سبز، سفي دو سرخ و علامت شير و خورشيد است» در اين برگه تاريخی از کنار هم قرار گرفتن و اندازه رنگ ها و پهنای درفش سخن بميان نيامده.

 

در مجلس يکم شماری روحانی بودند که به پيروی از دين اسلام نگاشتن نگاره ها را نا روا ميدانستند. گروهی نو انديش که شمارشان بسيار بود برآن شدند که نگذارند نازش های  فرهنگ گذشته پايمال شود. از جمله اينان شادروان ارباب کيخسرو و شاهرخ نماينده زرتشتيان بودند. با رايزنی برنامه ای حساب شده ريختند و در جلسه مجلس پس از سر آغازی شيوا گفتند:

 

« همه ميدانيم که نود در سد ايرانيان مسلمانند. و رنگ سبز رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ دين است. پس بر بالای پرچم جای گيرد.

زرتشتيان هزاران سال پشت اندر پشت در اين سرزمين زاده و زندگی کرده اند در قرآن نيز اشاره ای به اين دين شده. رنگ سپيد که رنگ ويژه کيش زرتشتی است و همچنين رنگ آشتی و پاکدلی است بپاس بزگداشت اين مردم آزاده در زير رنگ سبز جايگزين کنيم.

به پاس خون شهيدان راه انديشه و باور بويژه فرزند علی و انقلاب مشروطه رنگ سرخ را در آن جای دهيم.

 

هنگاميکه مجلس کاملا آماده شده سخن به نشان شير خورشيد ميکشد و گفته ميشود. انقلاب مشروطه در امرداد به پيروزی رسيد، ماه امرداد در برج اسد (شير) جای دارد، از سوی ديگر چون بيشتر مسلمانان ايرانی "شيعه" و پيرو علی هستند و شير همچنين پيشنامی از نام های علی است و او را "اسد الله" می خوانند بر اين پايه شير را هم که نشانه امرداد و هم نشانه پيشوای يکم است بيادگار به پرچم نقش کنيم.

 

 چون مشروطيت در ميانه امرداد به پيروزی رسيد و خورشيد در اين روز در اوج نيرو مندی و گرمای خود است پيشنهاد ميکنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که هم نشانه علی باشد هم نشانه امرداد و هم ياد آور روز چهاردهم امرداد وهم نشانه کهن ايرانيان. (نکته در خور توجه اينکه به «ميترا» وارتباط آن با خورشيد و مهر نشده تا مبادا روحانيان درون مجلس بر آشفته شوند.) زمانيکه ديدند زمينه مساعد است و مخالفی نيست گفتند حال که شير را نشانه علی دانستيم بايد " ذوالفقار" را نيز به دستش بدهيم.

 

نمايندگان دور انديش با شتاب بر اساس اصل پنجم متمم قانون اساسی پيشنهاد و به تصويب رساندند. در اين برگه تاريخی اشاره ای به تاج در بالای شير و خورشيد نشده است.


 

 آيت الله خمينی و نشان ملی

هنوز يکی دو سه ماه بيشتر از بهمن پنجاه و هفت نگذشته بود که خمينی در يک سخرانی گفت:

« بياندازيد اين شير و خورشيد منحوس (!) را. بياندازيد اين علامت شاهنشاهی را (!!).»

 

 بدنبال اين سخن نا سنجيده عده ای از هواداران چشم و گوش بسته با چکش نادانی بجان آثار باستانی و ساختمان ها افتادند که مهدی بازرگان زيان چشمگير را به او گوشزد کرد ولی با وجود کوشش های فراوان وهشدار ها خمينی با بر بالای بالکن ظاهر شد و گفت:

« اگر از ميان بردن اين علامت منحوس (!) شير و خورشيد، هشتاد ميليون هم ضرر ميزند – که نميزند(!) – مانعی ندارد، آنها را از بين ببريد(!!)»


**********************************

یا صلیب آریایی به دیواره عظیم نقش رستم گفته می‌شود که در آن ۴ عدد صلیب به ارتفاع بیش از ۶۰ متر در دیواره کوه حک و تراشیده شده‌است. صلیب که عربی شده چلیپا می‌باشد سمبل و تندیس خورشید و مهرپرستی بوده‌است.بنا براین می توان این صلیب را صلیب میترایی نامید.بعضی آنرا از نشانه های خدای تموز نامیده اند خدای تموز نیز در واقع نام دیگر خورشید است(آفتاب چله تموز) در لغت نامه دهخدا آمده است: صلیب . [ ص َ ] (ع اِ) چوبی است که ترسایان در زنار بندند و به فارسی آنرا چلیپا گویند و نوشته اند که صلیب معرب چلیپ است .(غیاث اللغات ). البته مصحح برهان قاطع ذیل کلمه ٔچلیپا به غلط توضیح داده که چلیپامأخوذ از آرامی صلیبا (عربی صلیب ) است. این توضیح نادرست است زیرا در فارسی حرف ص عربی به چ تبدیل نمی شود بلکه بر عکس چ فارسی در زبان عربی به ص یا س و ش و تش تبدیل می شودمانند:(چین = صین - چغندر= شمندر- چراغ = سراج) فردوسی گوید:به درگاه بردند چندی چلیب + نسیم گلان آمد و بوی طیب . داغی است مر شتران را بر شکل چلیپا. (منتهی الارب ). ایرانیان باستان و سپس زرتشتیها برای سالها از این علامت به عنوان نماد( جاودانی) استفاده می‌کرده‌اند حتی چوبی را به علامت + از درخت تاقوک و یا درخت سرو بر بازو می بسته اند تا از چشم زخم در امان باشد. نشانه های از اینگونه علایم بر روی قبرها نیز مشاهده شده است صلیب شکسته که قدمت آن به حدود ۶ هزار سال پیش برمی گرددو نمونه هایی آن در غرب ایران و در تمدن سند نیز پیدا شده‌است نشانه حوزه تمدنمیثرا است. ایرانیان قدیم به تجربه یافته بودند که خورشید - آب - باد و زمین عامل و سبب ایجاد و رویش ها است این 4 عامل از عوامل خلق کننده هستند و بنا براین برای آنها تقدس قایل بودند در این میان خورشید تقدس خاصی یافت و به عنوان خدا برای مردم شناخته شد.مردم برای خورشید شکل ها و نمادهای مختلفی ساختند که از میان آنها می توان به دایره ای که 4 بازو یا 4 دسته بشکل صلیب داشت و یا علامت+ و یا علامت X از جمله آیکونهای خورشیداشاره نمود. دایره باشعاع های متعدد و همچنین گل لوتوس و گل آفتاب گردان از نشانهای دیگر خورشید است.

بنظر می رسد کهن ترین آیینی که از علامت صلیب (چلیپا)به عنوان نماددینی استفاده کرده مهرپرستان بوده است اما هیچ تاریخ دقیق و مشخصی برای پیدایش و چگونگی آیین میترا وجود نداردهرآنچه تا کنون گفته شده فرضیات است و نمی توان تاریخ دقیق برای آن تعیین کرد با یافته هایی که تا کنون آشکار شده می توان گفت کهن ترین دین ایرانی میترایی بوده است و قدیمی ترین علامتهای کشف شده از صلیب مربوط به آیین مهر پرستی است.کردستان و گیلان و قوم ماد و کاسی از جمله اقوام و مناطقی است که میترایی و مهر پرستی در مورد آنها گزارش شده است( احسان طبری). صلیب + ساده شده از شکلها و تصوراتی است که از خورشیدوجود داشته مانند دایره هایی با 16- 24- 12 شعاع یا پرتو بنظر می رسد در یک دوره تکاملی تصویر خورشید از شکل گل آفتاب گردان به علامت+ ساده تر شده است و تنها با شکل + و یاضربدر و شکل ستاره پنج پر * در آوردند گفتنی است که علامت * که بر روی کلاه کوروش کبیر دیده می شود نیز آیکون خورشید است ولی امروزه آن را با علامت ستاره می شناسیم. شکل 12 پر صلیب هم وجود دارد که ممکن است همزمان آیکون خورشید و 12 ماه سال باشد.اما در مجموع می توان گفت + صلیب یا چلیپا یا چار پایه و یا چهار پره، آیکون ساده خورشیدتابان است ممکن است 4 خط آن نماد فصل های سال و یا نماد 4 عنصر اصلی آب - باد و خاک و نور باشد.خورشید پرستی و آیین مهر یا میثرا در مصر و ایران و هند و بخشی از اروپا قرنها قبل از مسیحیت وجود داشته است احتمالا آیین مهر پرستی ابتدا در شمال غرب ایران رایج بوده است اما نشانه های بارز این آیین در 4 صلیب آریایی نقش رستم قابل مطالعه است.دین زرتشتی ادامه آئین میترایی است. به هر حال صلیب و ایکون خورشیدموضوعی است که بتازگی و در سال 1383 در یک مقاله فارسی مطرح شده ولی اهمیت زیادی دارد واثبات آن می تواند در دنیای مسیحیت واکنش های سختی را در پی داشته باشدهنوز اسنادعلمی محکمی این فرضیه را پشتیبانی نمی کند.اما با توجه به چند نمونه چلیپای کشف شده و سنگ نگاره های کردستان و لرستان و گیلان که قدمت بیشتر از سه هزار ساله دارندو کشف بعضی علامتهای خورشید در قبر فرعون و همچنین در تمدن ایران - بین النهرین و هند اثبات این فرضیه به واقعیت نزدیک تر شده است. آیا مسیحیان علامت صلیب راهم مانند درخت سرو و شب یلدا و غسل تعمید از میترائیسم ایرانی گرفته اند؟ با توجه به اینکه اقوام آریایی و ادیان و مذاهب منطقه ایران و روم شرقی بویژه میترائیسم این سمبل هارا بطور گسترده استفاده می کرده اند و این نمادها در دوره خشایار و داریوش به مصر نیز منتقل شده است. و حورس، خورشید خدای فرعونهای مصری هم بوده است. کار برد صلیب به عنوان نماد مسیحی بصورت دایره ای بصورت دوپایه در پایین و دو پایه در بالای دایره اولین بار در میان مسیحیان مصر و قبطی ها دویست سال بعد از میلاد مسیح ظاهر شده است که این نوع صلیب دایره دار همان صلیب خورشید پرستان است بنا بر این بنظر می رسد که صلیب نیز همانند درخت سرو که یکی دیگر از نمادهای میترایی یا پارسی است به مسیحیت راه پیدا کرده و مسیحی شده است.چلیپا- سرو- گاو- شير - عقاب - اسب از مهمترين سمبل هاي ايراني است بطوريكه پادشاهان و بزرگان و حتی افراد معمولی نام اين سمبل ها را بر روي فرزندان خود مي گذاشته اند و مهر و نشان خود را از اين سمبل ها انتخاب مي كرده اند نام اسب و شير و شاهين از رايج ترين نامها بوده است مانند صد اسپ - پاشه (باشه)(نوعي عقاب ) شيراسب و کهن اسب - تیز اسب و.. ....

آرامگاه داریوش بزرگ

یکی از چلیپا های چهارگانه آرامگاه داریوش بزرگ است گوری صخره‌ای در کوهنقش رستم که در بلندای ۲۶ متری از تراز زمین جای گرفته‌است[۲] و سنگ‌نبشته‌ای در این مزار جای دارد که نشان می‌دهد گورگاه از آن داریوش یکم است.[۳] داریوش بزرگ در اکتبر ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت و در این آرامگاه که در دل کوهی سنگی تراشیده بود، جای گرفت.[۴] ..[۵] بلندای آن به ۳۸ متر می‌رسیده‌است.[۶] پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه و ویژگی‌های درونی آن، سراسر نوآوری است.[۷] نمای بیرونی آرامگاه در صخره‌ای به بلندای ۶۰ متر کنده شده، همانند چلیپایی است با بلندای ۲۲ متر که پهنای هر یک از بازوهای آن، ۱۰٫۹۰ متر است.[۸] در بخش بالایی آرامگاه، داریوش بر اورنگی که مردم سرزمین‌های گوناگون بر دوش دارند، ایستاده و نماد فروهر بر فراز او و آتشدان شاهی در برابرش کنده‌کاری شده‌اند. درون آرامگاه ۹ گور وجود دارد که نشان می‌دهد افزون بر داریوش، نزدیکان وی نیز در آنجا آرمیده‌اند. بخش بیرونی آرامگاه دارای دو سنگ‌نبشته به زبان‌های فارسی باستان، عیلامی و اکدی است که آوا و گفتاری مانند وصیت‌نامه و اندرزنامه دارد.[۹] دیواره چلیپا و پیرامون نقش رستم در بین مردم بومی به حسین کوه، کوه استخر یا کوه نِفِشت نامور است ولی کتزیاس از آن با نام کوه دوگنبدان یاد می‌کند[۱۰] و می‌گوید: «داریوش فرمان داد تا در کوه دوگنبدان آرامگاهی درآوردند.

بخش بالایی ورودی چلیپایی‌شکل آرامگاه

پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه و ویژگی‌های درونی آن، سراسر نوآوری است.[۱۱] و هیچ نمونهٔ همانندی برای آن در خاور نزدیک، مصر و یونان پیدا نشده‌است.[۱۲] تنها چند گور صخره‌ای در شمال غربی ایران و کردستان عراق یافت شده‌است که مدت‌ها به عنوان گور مادی و الگوی کار داریوش پنداشته می‌شد اما اینک روشن شده‌است که این آرامگاه خود، برگرفته از آرامگاهداریوش است.[۱۳] داریوش و جانشینانش آرامگاه‌های در سنگ کنده‌شده فراهم می‌آوردند. شاخهٔ پایینی صلیب، بی‌نقش است و برای ایجاد دشواری در صعود، صیقل خورده‌است.[۱۴]

کاربردهای آیکونیک

آرم حزب نازی و آیکون بسیاری از نهادهای ارتشی در آلمان هیتلری از صلیب آریایی گرفته شده اما در آن دوره هنوز ارتباط این صلیب را با آیکون خورشید نمی دانستند و تصور آنها این بود که آن یک علامت مسیحی باستانی است.

  • آرم دولت تاجیکستان نیز از این سمبل گرفته شده[نیازمند منبع] و نام کشور مصر نیز با میثرا پیوند دارد.در نمادهای هندوئیزم نیز صلیب شکسته یا مهر گردون تا کنون همواره حضور داشته است.

چرخ گردون وصلیب شکستهدر هند

در اکثر معبدهای هندویی می توان صلیب شکسته و گردونه مهر یا چرخ خورشید را که از نمادهای هندو و بودایی نیز هست مشاهده نمود.

در مصر

خدای هورس مصری ها نیز پیوند با خورشیددارد. دقیقا مشخص نیست فرعون توت آیین میترایی داشته و یا بطور مستقل هورس(خورشید) را نمادمقدس قرار داده بود.

صلیب در مصر

در مورد هوروس در مصر نیز نظریاتی وجود داردشعاع های خورشیدی که در بعضی از تصاویر در پشت سر او دیده می شود ارتباط او را با خورشید مشخص می کند به هر حال خورشید و صلیب و صلیب شکسته از مصر تا هند وجود داشته و هنوز هم راز آن بطور کامل آشکارا نشده اما همچنان فرضیه ارتباط آن با خورشید پرستی و میترایسم جدی ترین فرضیه است.

هورس؛ خدای پادشاه، آسمان. تاجی بر سر و چلیپایی که بعدها مسیحیان قبطی نماد خود کردند در دست پادشاه است.

چلیپا

  • ارتباط چلیپا و صلیب شکسته و پرچم ایران

از کهن ترین زمانها و از زمان درفش کاویانی تا کنون همواره در پرچم های رسمی ایران خورشید بنوعی وجود داشته است. در دوره ساسانی و بعدها در دوران صفویه شیر و خورشید دو تا از اجزا پرچم بوده و گاهی نیز تنها خورشید و یا نمادی از خورشید بصورت آیکوني و یا + و یا * وجود داشته است. صلیب شکسته را همان گردونه مهر و یا آیکون خورشید پرستان نامیده اند.

چلیپا در شعر فردوسی

  • به هامون سپاه و چلیپا نماند/

به دژها صلیب و سکوبا نماند.

  • که اوریغ بد نام آن شارسان/

بدو در چلیپا و بیمارسان .

  • چو بر جامه ٔ ما چلیپا بود/

نشست اندر آیین ترسا بود. فردوسی .

نقشی از تاق بستان در کرمانشاه ایران. در این نقش شاه ساسانی شاپور دوم در میان و در سمت راست وی اهورا مزدا که حلقهٔ فر ایزدی را به منظور تاجگذاری به او می‌دهد، بر روی دشمنی به خاک افتاده (یولیانوس امپراطور روم) ایستاده‌اند. درسمت چپ شاه، میترا یا مهر، که پیکان‌های نوری همچون خورشید از سر او در تمامی سمت‌ها پراکنده شده، شاخه‌ای از نبات که «برسم» نام دارد را در دست گرفته‌است و بر روی گل نیلوفری ایستاده‌است.[۱۵]

شاپور دوم ساسانی به مهر سوگند خورد که آسیبی به پادشاه ارمنستان نمی‌رساند. در نقش رستم هم میترا دیده می‌شود.[نیازمند منبع].


جشن نیلوفر

به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن نیلوفر ششم تیرماه (خردادروز از تیرماه)است. با توجه به شواهد دیگر به نظر می‌رسد که گل نیلوفر از نظر باورهای مردمی با خورشید و احیاناً با میترا/ مهر در پیوند بوده باشد.زمان شکوفایی سالانه گل نیلوفر (نیلوفر صحرایی و باغی) و نیز زمان شکوفایی روزانه آن با خورشید هماهنگ است.زمان گل دهی آن در چله تموز(طولانی ترین روز) و در ایام عمودی ترین تابش های خورشید و زمان شکوفایی روزانه گل نیلوفر نیز همراه با سپیده و طلوع خورشید است و هر روز همراه با بردمیدن خورشید شکوفا می‌شود. این ویژگی‌ها موجب شده بوده که نیلوفر و خورشید را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر به شمار آورند و گرامیداشت نیلوفر را گرامیداشت خورشید بدانند. خورشید پرستی از اولین ادیان بشری است و در دوران میترایی بصورت پر و بال یافته و گسترده در رسومات نقوذ کرده است.

چلیپا در تمدن هندو آرین

چلیپا بشکل صلیب شکسته از نمادهای هندویی است و در آیین هندو نیز نشان چرخش خورشید و چرخه زندگس و تناسخ نیز هست. در نمادهای هندی خورشید و گل نیلوفر صحرایی و نیلوفر آبی نیز جایگاه مقدسی دارد.

چلیپای ایرانی وچلیپای شکسته از تمدن هند

جستارهای وابسته

منابع

پیوند به بیرون

  • كرمز تسمى الصليب المعقوف وكأداة مصنوعة من الخشب المقدس ومباركة من البراهمة تسمى آراني Arani.[۱]
  • المثرائية.. تأريخ ومعتقدات علي تتر نيرويي الترجمة عن الكوردية: خدر بير سليمان

[۲]

  • فیلمی علمی در رابطه با خورشید و چلیپاویدیو در یوتیوب
  • مهرپرستی ریشه های40 قرن آئین و مذهب در ایران[۳]

نقش خورشید و مهر در اساطیر هند و ایران

پیر بایار، ژان. رمز پردازی آتش. ترجمه جلال ستاری. تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۶، ص ۱۰۴-۱۰۳.

  • مقاله کاوه فرخ به زبان انگلیسی

[۵]

  • قدیمی ترین و اولین مستند صدا و تصویری از تخت جمشیدو نقش رستم[۶]
  • افشار مهاجر، کامران.حضور نمادها در هنر هاب سنتی ایران.هنرنامه (فصل نامه عملی، پژوهشی دانشگاه هنر)، بهار ۱۳۷۹، سال سوم، شماره ۶، صص ۶۳-۵۱.
  • ایونس، ورونیکا . شناخت اساطیر هند،‌ترجمة با جلال فرخی ـ تهران، اساطیر،‌چاپ اول، ۱۳۷۳، ص ۱۴۱.
  • عبداللهیان، بهناز، نمادهای مهر و ماه در سفالینه‌های پیش ازتاریخ ایران، هنرنامه، بهار ۷۸، سال اول،‌شماره ۲، ص ۶۳-۴۶.
  • نلسون فرای، ریچارد، میترا (مهر) در باستان شناسی ایران، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور مطلق، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال دوم، شماره ۲، ۱۳۶۷، ص ۱۶-۱۳.

نوشتاری از: آنیس (Agnes) کازوناو در گاهنامه La vie شماره 3033، 16 اکتبر 2003، مترجم :رضا مصطفی زادگان، برگرفته از مجله الکترونیکی فرش ایران (برداشت آزاد). سایت جیرفت

  • مستند تمدنی گم شده و به سرقت رفته و مرکز زبان سانسکریتویدیو در یوتیوب
  • مصاحبه باستان شناس مجید زاده[۷]
  • سرزمین هند- دکتر حکمت.
  • راز باستانی صلیب شکسته وتاریخ مخفی شده نژاد سفید(قسمت اول و دوم)[۸]
  • کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی- دکترعجم، توپا،پارت، تهران-1383
  • چلیپاهاو خورشید [[۹]]


برچسب ها : دفعات بازدید : 781
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 1391/11/17 و در ساعت : 00:20 - نویسنده : sajjad 7,amin
آخرین مطالب نوشته شده
صفحات وبلاگ
Copyright © 2011 by aryadownload.samenblog.com | designed by samenblog.com