X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



سخنان_محمد_رضا_شاه_پهلوی_در_مورد_کورش_بزرگ_به_همراه_فیلمی_کمیاب_ازسفر_به_ایالات_متحده_آمریکا برای دیدن فیلم کلیک کن روی لینک زیر ******
دانلود. ونگاه کردن فبلم سخنان_محمد_رضا_شاه_پهلوی_در_مورد_کورش_بزرگ_به_همراه_فیلمی_کمیاب_ازسفر_به_ایالات_متحده_آمریکا

گوگل مپ

*****

مترجم سایت

******

اسلاید شو

***** اقتصاد آلمان وشناختن المان
به وبلاگ اریایی ما خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید/مدیریت سایت اریا دانلود با نظرات خود مارا برای بهتر ساختن این سایت همراهی کنید در بخش نظزات منتظرتونیم
تبلیغات

اقتصاد آلمان وشناختن المان

اقتصاد آلمان

آلمان بزرگترین اقتصاد اروپا و جایگاه چهارم تولید ناخالص داخلی (نرخ تبدیل ارز)و پنجمین تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) را در جهان دارد. جایگاه اقتصادی این کشور در جهان بعد از انقلاب صنعتی و همزمان با تشکیل آن مطرح شد و تا به امروز از آن به عنوان یک کشور پیشرو و نوآور و همچنین سرمایه گذار در پروژه های تحقیقاتی اسم برده می شود.
در سال ۲۰۱۲، این کشور سومین صادر کننده جهان (۱٫۴۹۲ تریلیون دلار) و سومین وارد کننده جهان (۱٫۲۷۶ تریلیون دلار) بوده است.
از جمله نهادهای اقتصادی این کشور می توان به گروه فولکس‌واگن، زیمنس و دویچه بانک اشاره کرد.
اکثر افراد شاغل (۷۳٫۵۳ درصد) در بخش خدمات در آلمان به کار گرفته شده‌اند از جمله در حمل و نقل، هتل‌ها و رستوران‌ها، خدمات اجتماعی و بهداشت و درمان، مسکن و بخش مالی. بخش تولید ۲۴٫۴ درصد از نیروی کار را در خود دارد که در حوزه‌هایی نظیر شیلات، کشاورزی و جنگلداری مشغول هستند. نرخ بیکاری در این کشور در فوریه ۲۰۱۴ برابر ۵٫۱ درصد بوده است.
صنایع سنگین و مهندسی در منطقه "روهر"، شیمیایی در شهرهای كنار رود "راین" و وسایل نقلیه موتوری در مراكز بزرگ ایالتی مانند "اشتوت گارت" تمركز دارد.
آلمان به جز زغال سنگ و زغال سنگ قهوه ‌ای و ذهیار نسبتا كوچك سنگ آهن، بوكسیت، سنگ مس، نیكل، قلع، نقره، پتاس و نمك، ذخایر طبیعی نسبتا كمی دارد و شدیدا به واردات متكی است.
بانك داری و امور مالی از منابع مهم درآمد ارزی آلمان است و فرانكفورت یكی از مراكز اصلی امور مالی و تجاری در جهان است.
محصولات مهم كشاورزی و دامداری آلمان شامل رازك (برای آبجو)، انگور (برای شراب)، چغندر قند، گنام، جو و لبنیات است.

تاریخ آلمان
تاریخ آلمان را می ‌توان به چندین بخش اصلی، براساس رویدادهای واقع شده، تقسیم کرد.
ژرمن‌ ها در دوران باستان، آمیزه ناهمگونی از قبایل بودند که اروپا را در محدوده میان رودخانه ‌های "راین" و "ویستولا" و میان رود "دانوب" و دریای شمال و دریای بالتیک اشغال می ‌کردند. رود "راین" همواره از سوی رومیان به عنوان مرز ایده آل امپراتوری روم و ژرمن ‌ها شناخته می ‌شد.
فرانک ‌ها دیگر ژرمن ‌هایی بودند که از "گرمانیا" به سوی غرب روانه شدند، به مسیحیت گرویدند و این سرزمین را پایگاه تاخت و تازهای بعدی خود به سرزمین ‌های خاوری و دل امپراتوری روم کردند. در شمال نیز فرانک‌ ها، دیگر قبایل ژرمن را فرمانبردار خود کردند و رفته رفته امپراتوری برزگی را به هم آوردند که مهار همه اروپای باختری به جزء شبه جزیره ایبری را در دست داشت. اوج اقتدار امپراتوری فرانک در روزگار "شارلمانی" بود. او توانست شمال ایتالیا، از جمله رم را به قلمرو خود بیفزاید . با تجزیه شدن امپراتوری شارلمانی، در نواحی شرقی قلمرو آن، امپراتوری قرون وسطایی آلمان شکل گرفت.
پس از دروان پادشاهی مقدس روم، در زمان پادشاهی "اوتوی اول" معروف به اوتوی کبیر، که از سال ۹۳۶ میلادی آغاز شده بود؛ با تاسیس امپراتوری جدیدی، بر وحدت آلمان‌ ها افزوده گشت و آلمان به صورت یکی از مطرح‌ ترین قدرت‌ های اروپایی درآمد. اختلافات امپراتوری آلمان با مقام پاپ که از زمان "هنری سوم" و "هنری چهارم" بروز کرده بود، منجر به قطع روابط با پاپ در زمان پادشاهی" شارل چهارم" شد. هم زمان، اصلاحات مذهبی "مارتین لوتر"، مذهب پروتستان را به وجود آورد و اتحادیه پروتستان ‌ها به سال ۱۶۰۸ تشکیل شد. جنگ‌ های ۳۰ ساله که سراسر اروپا را فرا گرفت (۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸) موجب شد در داخل سرزمین آلمان 2 دولت نیرومند اتریش و پروس به وجود بیاید.
از 1871 تا 1918، آلمان متحد و توسعه طلب كوشید تا نفوذش را در سراسر اروپا گسترش دهد، در عرصه تجارت و نیروی دریایی با بریتانیا به رقابت پرداخت و امپراتوری استعماری ساخت.
شكست در جنگ جهانی اول منجر به از دست رفتن سرزمین های بسیار در اروپا و مستعمرات، منجربه پایان پادشاهی ‌های آلمانی، تحمیل مبالغ هنگفتی غرامات جنگی و اشغال "راینلند" به دست نیروهای متفقین تا سال 1930 شد.
پس از جنگ جهانی اول حزب نازی خواهان برقراری دولتی قدرتمند و متمركز، سیاست خارجی جنگ طلب، حفظ خصوصیات نژاد آلمانی و فسخ توافق های پس از جنگ شد، در 1933 ، رهبر حزب نازی آدولف هیتلر (1889 تا 1945) صدر اعظم و در 1934 رئیس جمهور شد.
او اتریش را ضمیمه خود ساخت (1938)، چكوسلواكی را تجزیه كرد (1939) و اقدام به نابود سازی یهودیان و دیگرانی كرد كه از نظر نازی ‌ها پست بودند.
بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ كردند ولی برای كمك به لهستان كاری نمی‌توانستنند انجام دهند.
در1944، متفقین با پیاده كردن نیرو در ساحل نرماندی آزاد سازی اروپای غربی را آغاز كردند و با پیشروی در بالكان آلمانی ها را ازخاك شوری بیرون راندند. هیتلر در آوریل 1945 خودكشی كرد و برلین در اوائل مه به دست شوروی ها سقوط كرد.
در اواخر دهه 1980، آلمان غربی نقش آهن ربای اقتصادی و فرهنگی برای بیشتر اروپای شرقی را داشت.
سرانجام «میخائیل گورباچف» رئیس جمهوری شوروی در ۶ژوئیه ۱۹۸۹ تز خانه مشترک اروپایی را مطرح ساخت و در روز ۹ نوامبر، ۱۹۸۹ یعنی نزدیک به سی سال پس از احداث دیوار برلین، دیوار برلین فرو ریخت. بعدازاین واقعه در سراسر آلمان به ویژه در برلین همه مردم به شادی و سرور پرداختند و سرانجام در ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۰ اصل وحدت آلمان پذیرفته شد و دو نیمه شرقی و غربی آلمان پس از ۴۶ سال به یکدیگر پیوستند و آلمان واحد دوباره تشکیل شد. در مارس 1990، انتخابات آزاد در آلمان شرقی برگذار شد و در نتیجه حزب كمونیست به گروهی در اقلیت نزول كرد.

فرهنگ در آلمان

آلمان امروزی  دارای شهرها و حوزه هایی است که آداب و رسوم دوک نشین ها و امیر نشین های سابق هنوز در آنها متجلی است. برای اینکه با خصوصیات یک فرد آلمانی آشنا شوید، ابتدا باید به شهر محل سکونت وی توجه کنید؛ برلینی ها، درسدنی ها، فرانکفورتی ها، هامبورگی ها، مونیخی ها و ... هر یک خصوصیات خاص خود را دارند.
از دیرباز مرزی نامرئی میان شمال و جنوب آلمان وجود داشته است و مردم محافظه کار شمال از مردم نه چندان توانای جنوب به دلیل تنبلی و سستی شان کناره گیری می کنند؛ این در حالی است که مردم جنوب، با طعنه هایی همچون "خشک" متقابلا پاسخ آنها را می دهند. جدایی نامحسوس تری نیز میان مردم محکم و سرسخت شرق آلمان و مردم شهرنشین و راحت طلب غرب آلمان نیز وجود دارد.
آلمان برای مردم بی خانمان و محروم اروپا و جهان همچون آهن ربا است؛ این کشور تعداد بسیاری از پناهندگان و جستوجوگران پناهندگی را در چند دهه گذشته جذب خود کرده است. با وجود این، جمعیت آلمان در حال پیر شدن است؛ بنابراین برای مردم این کشور اگرچه  می خواهند استانداردهای بالای زندگی خود را حفظ کنند، پذیرش مهاجر اجتناب ناپذیر خواهد بود.
مردم آلمان به خاطر نداشتن تعصب طبقاتی به خود می بالند و جدا از نام های اشرافی و عده کمی که هنوز در قصرها زندگی می کنند، بیشتر مردم آلمان خودشان را جزء طبقه متوسط یا کارگر به حساب می آورند. به طور کلی، هیچ گونه موانع طبقاتی یا اشرافی بر سر راه موفق شدن در آلمان وجود ندارد (برخلاف انگلستان و فرانسه) و هر کس هر چند اصل و نصبش حقیر باشد، می تواند در راه رسیدن به اوج موفقیت تلاش کند.
صمیمی شدن با مردم آلمان دشوار است و زمانی که به خانه یا آپارتمانی جدید نقل مکان می کنید، به شما خوشامد نخواهند گفت و چنانچه بتوانید آلمانی صحبت کنید بر عهده شما است که آنها را برای صرف نوشیدنی دعوت کنید و خودتان را معرفی کنید.

مردم آلمان بسیار مطیع قانون می باشند (به جز مواقعی که پای محدودیت سرعت در میان باشد) و همه قوانین و مقررات را دقیقا رعایت می کنند.مردم آلمان مطیعانه از همه قوانین و مقررات پیروی می کنند و از تذکر دادن تخلفات دیگران خرسند می شوند. در آلمان برای هر چیزی قوانینی وجود دارد که صرف نظر از اینکه چقدر جزئی است، نباید از آنها سرپیچی شود. اگر از در ورودی برای خروج استفاده کنید یا چند سانتی متر جلوتر از خط کشی پارک کنید، همواره آلمانی شریفی در آن نزدیکی هست تا این موضوع را به شما گوشزد کند.
مردم آلمان شیفته اتومبیل (به خصوص از نوع وطنی) هستند و در عشق به وسایل نقلیه موتوری پس از مردم آمریکا در مکان دوم قرار دارند.
در آلمان هر کس با اتومبیل خود شناخته می شود: "مرسدس" مخصوص دکترها، سیاستمداران، مدیران صنایع و مربیان فوتبال، "پورشه" مخصوص افراد معروف و مورد توجه رسانه های گروهی (ستارگان پاپ و بازیکنان فوتبال) و "بی ام و" و "آئودی" مخصوص مدیران متوسط، مهندسان و آرایشگران است؛ روستاییان نیز "فورد"، "اپل"، و "فولکس واگن" می رانند. در آلمان به ندرت کسی اتومبیل خارجی خریداری می کند (به خصوص از نوع کره ای و ژاپنی)
تاریخ فرهنگی آلمان بسیار غنی است. تعداد بسیاری هنرمند، آهنگساز، شاعر، فیلسوف و نویسنده بزرگ از جمله "باخ"، "بتهون"، "هگل"، "نیچه"، "شیلر"، "شوپن" و "واگنر" از آلمان برخاسته اند.

نظام سیاسی در آلمان

سازماندهی دولتی در آلمان بر پایه قانون اساسی است. در راس دولت، رئیس جمهور قرار دارد که نقش وی نمادین است. رئیس حکومت صدراعظم بوده و وی تعیین ‌کننده سیاست حکومتی است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر، رکن جدایی‌ ناپذیر قانون اساسی آلمان است. ماده ۲۰ قانون اساسی نظام سیاسی این کشور، آلمان را با مشخصه‌ های دموکراتیک، اجتماعی، مبتنی بر قانون و فدرال بودن معرفی می ‌کند. قانون اساسی آلمان با باور به سکولاریسم، هرگونه دخالت نهادهای مذهبی در حکومت را منع می ‌کند.
هیئت فدرال آلمان رئیس جمهور را با توجه به اکثریت آراء انتخاب می‌کند. اگر بعد از دو رای، هیچ یک از کاندیدها این سطح از حمایت را به دست نیاورد، در سومین و آخرین رای، کاندید مورد نظر با توجه به اکثریت آراء انتخاب می‌شود. مؤلفین «قانون اساسی آلمان» یک انتخابات ریاست جمهوری غیر مستقیم را به این خاطر انتخاب کردند که اعتقاد داشتند این می‌تواند یک رئیس دولت را طوری به وجود بیاورد که در بسیاری موارد قابل قبول است و در عین حال جدا از هر نوع فشار مردمی و عمومی است.
 بیان حق در آلمان بر عهده قاضی است و امور قضات را قوه قضاییه سامان می‌ دهد. و اشکال قضاوت یا تخصصی است و یا عمومی در حد قانون اساسی  است . شاخه ‌های تخصصی قضاوت در دادگاه کار، دادگاه امور اداری، دادگاه امور اجتماعی و دادگاه امور مالی تجسم می ‌یابند. قضاوت در عمومی‌ ترین سطحش بر عهده دادگاه فدرال قانون اساسی است که مرکز آن در "کارلسروهه" ‌است. در "کارلسروهه" قاضیان تک تک قوانین مجلس را بررسی نمی ‌کنند. آن قوانینی بررسی می‌ شود که به نظر آید، با قانون اساسی در تضاد هستند.
امور سیاسی در آلمان در سطوح کشوری و ایالتی و تا حد کمتری در سطح امور شهری ، از طریق حزب ها و با جانبداری حزبی پیش برده می‌ شود. ادعای پیشبرد سیاست غیرحزبی یا فراحزبی در آلمان بی ‌معنا جلوه می ‌کند. علاوه بر احزاب، مردم می ‌توانند خواسته‌ های سیاسی خود را از طریق انواع و اقسام تشکل های پایدار یا موقتی پیش ببرند. مردم آلمان اهل تشکل هستند؛ به ندرت خواسته ‌ای وجود دارد که برای پیشبرد آن تشکلی پدید نیاید.
احزاب نیرومند آلمان عبارت اند از:
•    حزب دموکرات مسیحی
•    حزب سوسیال ‌مسیحی
•    حزب سوسیال دموکرات
•    حزب لیبرال
•    حزب اتحاد سبزها
•    حزب چپ
تعداد کثیری هم حزب‌ های کوچک وجود دارند که به ندرت می ‌توانند به مجلس راه یابند، زیرا برای ورود به مجلس در هر 2 سطح ایالتی و کشوری باید ۵ درصد آرا را به دست ‌آورد.
آلمان درصحنه ی سیاست خارجی  تنها نیست، سیاست آن تقویت بلوکی است که "غرب" خوانده می ‌شود. آلمان در این بلوک سیاست خود را پیش می ‌برد. یک وجه اصلی سیاست خارجی آلمان فعالیت آن در صحنه اروپا و جهان در چارچوب اتحادیه اروپا است. آلمان نزدیکی ویژه ‌ای با فرانسه دارد. همکاری و همراهی با ایالات متحده آمریکا رکن دیگری از سیاست خارجی آلمان فدرال است. آلمان تقویت مناسبات با کشورهای عربی را نیز همواره جزء اولویت های سیاسی خود قرار داده ‌است. در سرتاسر جهان مبنای اعلام‌ شده سیاست خارجی آلمان تحکیم صلح، گسترش روابط مودت ‌آمیز و کمک به رشد اقتصادی در جهان سوم است .


برچسب ها : دفعات بازدید : 44
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 1395/3/30 و در ساعت : 13:36 - نویسنده : sajjad 7,amin
آخرین مطالب نوشته شده
صفحات وبلاگ
Copyright © 2011 by aryadownload.samenblog.com | designed by samenblog.com